Showing posts with label رسول یونان. Show all posts
Showing posts with label رسول یونان. Show all posts

Thursday, September 1, 2011



این شهر

شهر قصه های مادر بزرگ نیست

که زیبا و آرام باشد.

آسمانش را

هرگز آبی ندیده ام.

من از اینجا خواهم رفت

و فرقی هم نمی کند

که فانوسی داشته باشم یا نه.

کسی که می گریزد

از گم شدن نمی ترسد.